شرایط دفاع مشروع

شرایط دفاع مشروع

 

ماده ۱۵۶ می‌گوید: هرگاه فردی در مقام دفاع از نفس، عرض، ناموس، مال یا آزادی تن خود یا دیگری

در برابر هرگونه تجاوز یا خطر فعلی یا قریب‌الوقوع با رعایت مراحل دفاع، مرتکب رفتاری شود

که طبق قانون جرم محسوب می‌شود، در صورت اجتماع شرایط زیر مجازات نمی‌شود:

الف- رفتار ارتکابی برای دفع تجاوز یا خطر ضرورت داشته باشد.

ب- دفاع مستند به قراین معقول یا خوف عقلایی باشد.

پ- خطر و تجاوز به‌سبب اقدام آگاهانه یا تجاوز خود فرد و دفاع دیگری صورت نگرفته باشد.

ت- توسل به قوای دولتی بدون فوت وقت عملاً ممکن نباشد یا مداخله آنان در دفع تجاوز و خطر مؤثر واقع نشود.

 

تحقق دفاع مشروع

 

برای تحقق دفاع مشروع، باید تجاوز یا خطر وجود داشته باشدو نیز اینکه خطر باید حتمی یا آنقدر نزدیک باشد که گویی در حال واقع شدن است؛

بنابراین اگر کسی دیگری را تهدید کند که در صورت انجام ندادن اقدامی خاص،

او را به قتل می‌رساند، موضوع دفاع مشروع قابل استناد نیست. شرایط دفاع مشروع

یکی دیگر از مواردی که در تعریف دفاع مشروع باید به آن اشاره کرد، این است که دفاع مشروع رفتاری است که طبق قانون، به طور عادی و معمول جرم است.

همچنین دفاع باید مستند به قراین معقول یا خوف عقلایی باشد. این مورد در قانون سابق وجود نداشت و قانونگذار در قانون مجازات جدید، آن را اضافه کرده است.

زیرا تشخیص اینکه دفاع مستند به قراین معقول یا خوف عقلایی باشد، تا حدودی دشوار است. طبق بند “پ” ماده ۱۵۶ قانون مجازات اسلامی سال ۱۳۹۲، خطر و تجاوز باید به

سبب اقدام آگاهانه یا تجاوز خود فرد و دفاع دیگری صورت نگرفته باشد./میزان

 

 آیا قاضی دادسرا میتواند در خصوص دفاع مشروع اظهار نظر نماید ؟ 

 

برخی اعتقاد دارند که قاضی دادسرا در هر صورت باید قرار جلب به دادرسی صادر نماید

و اینکه موضوع دفاع مشروع بوده یا خیر و نیز مسئله تناسب دفاع و غیر آن

با توجه به جزئیات امر و پرونده قانوناً برعهده قاضی دادگاه می باشد .

 لیکن به نظر ما با توجه به قوانین موضوعه منطوقا و مفهوما ، و اینکه بازپرس موضوع را دفاع مشروع تشخیص دهد

ولی بر خلاف عقیده خود با جلب به دادرسی پرونده را به دادگاه ارسال کند منطقی نیست .

هیچ دلیلی بر عدم اظهارنظر قضات دادسرا به این موضوع وجود ندارد ؛

مقتضی موجود و مانع مفقود است و در صورت احراز شرایط دفاع مشروع ،

مشارالیه میتواند نسبت به آن اظهارنظر نماید

در غیر اینصورت باب سوءاستفاده برای افراد سودجو و نابهنجار با اصدار قرار جلب به دادرسی بر خلاف عقیده از طرف قاضی دادسرا باز خواهد شد .

همانطور که در حال حاضر در اکثر موارد متعاقب احضار متهم در جرم ضرب و جرح، نامبرده نیز علیه شاکی شکایت مطرح می نماید .

با مداقه در اینکه در جریان اکثر درگیریها صدماتی به مهاجم نیز وارد میشود

اگر بخواهیم در خصوص هر شخصی که برگ پزشکی قانونی مبنی بر ایراد صدمه بدنی ارائه نماید

جلب به دادرسی صادر نماییم موجبات سوء استفاده افراد سودجو و قانون گریز فراهم می شود .

نکته مهم رأی صادره ، اظهارنظر در مورد دفاع مشروع و اشاره به نحوه اثبات شرایط دفاع مشروع می‌باشد .

از جمله شرط تناسب دفاع که با توجه به برگ پزشکی قانونی طرفین احراز شده است. برگرفته از کانال آرای قضایی

 

وکیل مشهد ، مشاوره و وکالت تخصصی

تعلیق و تعویق مجازات – وکیل مشهد – وکیل پایه یک مشهد

تعلیق و تعویق مجازات

 «تعلیق» و «تعویق» مجازات چه شباهت ها و تفاوت هایی دارند؟

۱ – تعلیق و تعویق مجازات هر دو در جرایم تعزیری امکان پذیرند

۲ – تعلیق مجازات در جرایم تعزیری درجات ۳ تا ۸

ولی تعویق مجازات تنها در جرایم تعزیری درجات ۶ تا ۸ امکان پذیر است و دایره ی شمول کمتری دارد

 شرایط صدور این دو نهاد یکی است که عبارت اند از :

۱-وجود کیفیات مخففه

۲-فقدان سابقه ی کیفری

۳-جبران ضرر و زیان وارده به بزهدیده یا برقراری ترتیبات جبران.

۴-پیش بینی اصلاح و بازپروری مجرم.

 

۳- «تعویق» از آنجایی که قبل از صدور حکم کیفری انجام می پذیرد

نسبت به کل مجازات اعمال می شود

ولی «تعلیق» از آنجایی که تبعا پس از صدور حکم کیفری انجام می پذیرد

می تواند جزیی باشد و یا نسبت به تمام مجازات اعمال شود

۴-مدت تعویق مجازات در بازه ی زمانی ۶ ماه تا ۲ سال و بازه ی زمانی تعلیق از ۱ تا ۵ سال است.

۶-زمان صدور قرار تعویق مجازات قبل از صدور حکم کیفری است

ولی قرار تعلیق مجازات می تواند هم حین الصدور حکم قطعی باشد و‌هم پس از آن.

۷-در «تعویق» در صورتی که متهم هنگلم صدور قرار تعویق در بازداشت باشد

متهم با « دستور دادگاه» آزاد می شود و  دادگاه «می تواند»

تامین مناسب اخذ نماید ولی در «تعلیق» در صورتی که متهم در هنگام صدور قرار تعلیق در بازداشت باشد

«فورا» و «بدون نیاز به دستور دادگاه» آزاد می شود و اخذ تامین امکان پذیر نیست .

۸⃣-در «تعویق» در صورتی که متهم در مدت تعویق مرتکب

جرایم حدی ؛ قصاصی و جرایم عمدی مستوجب دیه یا تعزیر تا درجه ی ۷ نشود ؛

با پایان مدت تعویق الغای مجازات منوط به صدور حکم معافیت از کیفر است .

ولی در «تعلیق» در صورتی که متهم در مدت تعلیق مرتکب جرایم حدی ؛

قصاصی یا جرایم عمدی عمدی مستوجب دیه یا تعزیر تا درجه ی ۷ نشود

مجازات وی خود به خود ملغی می گردد و نیاز به صدور حکم معافیت از مجازات توسط دادگاه نیست.

 

وکیل مشهد ، مشاوره و وکالت تخصصی

تاثیر توبه در سقوط مجازات – وکیل مشهد – وکیل پایه یک دادگستری در مشهد

تاثیر توبه در سقوط مجازات

 

قصاص : با توبه ساقط نمی شود.

دیه : با توبه ساقط نمی شود.

حدود :

قذف با توبه ساقط نمی شود.

در محاربه، فقط توبه قبل از دستگیری باعث سقوط مجازات هست.

 

در سایر حدود:

توبه قبل از اثبات جرم: سقوط مجازات

توبه بعد از اثبات جرم: فقط در صورت ثبوت جرم توسط اقرار، دادگاه می تواند عفو مجرم را توسط رئیس قوه قضاییه، از مقام رهبری درخواست کند.

بند پ ماده ۲۷۸ قانون مجازات اسلامی توبه بعد از اثبات جرم (بدون اقرار) را با شرایطی پذیرفته است.

۴- تعزیرات

درجات ۱ تا ۵: اعمال مقررات تخفیف (اختیاری)

درجات ۶ تا ۸: موجب سقوط مجازات (اجباری)

 

استثنائات توبه در تعزیرات:

 

توبه افرادی که مشمول مقررات تکرار جرم هستند، پذیرفته نیست.

در تعزیرات منصوص شرعی مقررات توبه اعمال نمی شود.

تعزیرات منصوص شرعی؛ آن دسته از جرائمی که نصوص شرعی بر قابل تعزیر بودن و تعیین مجازات مرتکبین آنها وجود دارد،

بدون اینکه این جرائم در زمره حدود شمرده شده باشند.

✅در تمامی مواردی که مقررات توبه اعمال می شود، اصلاح و ندامت مرتکب باید احراز شود و صرفا به ادعای مرتکب اکتفاء نمی شود.
(مواد ۱۱۴ الی ۱۱۹ قانون مجازات اسلامی)  تاثیر توبه در سقوط مجازات

نمونه درخواست توبه به دادگاه

احتراما به استحضار میرسانداینجانب …….محکوم پرونده …..باتوجه به  آگاهی واقعی ازدرجه حرمت شرعی جرم ارتکابی وتنزل منزلت اجتماعی وانسانی وهمچنین باتوجه به وضعیت کنونی اینجانب مبنی براحساس ندانت وسرزنش اجتماعی درراستای اصلاح خویش ازکرده خود نادم وپشیمانم وبه صورت قلبی ،زبانی وعملی مبنی برعدم تکرار،به درگاه خدای غفور توبه نموده ام وعلاوه براین جهت اظهارواجرای آن نزد مقام مخترم قضایی اعلام آمادگی دارم لذاباتقدیم تجدید نامه سقوط مجازات وفق مواد۱۹.۱۱۴.۱۱۵.و۱۱۷قانون مجازات اسلامی مصوب ۱/۲/۹۲ازآن مقام محترم مورد تقاضاست.

 

وکیل مشهد ، مشاوره و وکالت تخصصی

حقوق متهم – وکیل مشهد – وکیل پایه یک مشهد

حقوق متهم

حق احضار قبل از تفهیم اتهام

حق احضار قبل از تفهیم اتهام در ماده ۲۱۳ قانون آئین دادرسی کیفری ۱۳۹۲پیش بینی شده است.

توضیح این حق این است که اگر شخصی به جهت دیگری (بدون عنوان متهم) نزد مقامات دادسرا حضور یافته باشد

و در این لحظه آن مقام قضایی اتهامی را متوجه وی بداند، نمی تواند به او تفهیم اتهام کند؛

بلکه باید ابتدا او را با ذکر اتهام به طور رسمی احضار نموده و سپس به وی تفهیم اتهام کند

حق آگاهی از علت احضار

حق آگاهی از علت احضار و نتیجه عدم حضور، از حقوق متهم است که واجد جنبه جرم شناختی است.

این حق در ماده ۱۷۰ قانون آئین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ پیش بینی شده است. در آن ماده تصریح شده است

که در احضاریه باید علت احضار و نیز نتیجه عدم حضور قید شود و احضاریه را نیز باید مقام قضایی امضاء نماید.

دلالت این حق بر جنبه جرم شناختی در این است که دقت امر احضار اشخاص را بالا می برد و موجب می شود

که ناخواسته و یا به عمد شخصی که دلیل کافی بر توجه اتهام به وی وجود ندارد احضار نگردد.

 حق آگاهی از موضوع و ادله اتهام

حق اطلاع از موضوع اتهام و ادله یکی دیگر از حقوق متهم است که در ماده ۴۶ قانون آئین دادرسی کیفری ۱۳۹۲مطرح شده است.

در ماده یاد شده ضابطان قضایی موظف شده اند به محض این که شخصی را به عنوان متهم باز داشت کردند،

موضوع اتهام و ادله آن را به وی ابلاغ و بلکه تفهیم نمایند. وجود این وظیفه برای ضابطان قضایی مانع از آن می شود

که بدون دلیل کافی افراد را بازداشت نمایند؛

زیرا در این صورت نمی توانند به وظیفه قانونی خود که در ماده ۴۶ تبیین شده است عمل نمایند.

حق دسترسی به وکیل

درماده ۵ قانون آیین دادرسی کیفری امده است: متهم باید در اسرع وقت، از موضوع و ادله اتهام انتسابی آگاه

و از حق دسترسی به وکیل مشهد و سایر حقوق دفاعی مذکور در این قانون بهره‌مند شود.

همچنین ماده ۳۵ قانون اساسی تصریح دارد در همه‏ دادگاه‏ ها طرفین‏ دعوی‏ حق‏ دارند برای‏ خود وکیل‏ نتخاب‏ نمایند

و اگر توانایی‏ انتخاب‏ وکیل‏ را نداشته‏ باشند باید برای‏ آنها امکانات‏ تعیین‏ وکیل‏ فراهم‏ گردد. همچنین ماده ۳۵ قانون اساسی تصریح دارد.

حق سکوت متهم

یکی از حقوق بنیادین هر متهم، حق سکوت است؛

یعنی متهم حق دارد پاسخ سوالات مقام قضایی را ندهد و سکوت کند.

در اینگونه موارد، مرجع قضایی حق ندارد او را وادار به پاسخگویی کند، بلکه مکلف است

سکوت متهم را در صورتمجلس قید کند و برای کشف حقیقت راجع به ادله دیگر تحقیق کن

 

قبل از حضور در نزذ مقام محترم قضایی موضوع خود را با وکیل مشهد مطرح نمایید .

 

وکیل مشهد ، مشاوره و وکالت تخصصی

معامله به قصد فرار از دین – وکیل مشهد – وکیل پایه یک دادگستری

معامله به قصد فرار از دین

برای تحقق معامله به قصد فرار از دین باید شرایطی فراهم شود که در صورت فقدان یکی از این شرایط نمی‌توان علیه مدیون اقامه دعوا کرد.

شرایط تحقق معامله به قصد فرار از دین

تشکیل معامله

مفهوم واژه معامله همانند واژه معامله مذکور در عنوان فصل دوم (در شرایط اساسی برای صحت معامله)

و ماده ۱۹۰ قانون مدنی (برای صحت هر معامله شرایط ذیل اساسی است)

و به قرینه مندرجات بندهای یک و ۲ این ماده که قصد، رضا و اهلیت را به طرفین معامله نسبت داده است

و نیز مقررات مواد بعدی منحصرا شامل اعمال حقوقی دو طرفه یعنی عقود است.

طلب باید مسلم و قابل مطالبه باشد

طلب باید مسلم بوده و مورد اختلاف نباشد؛ در غیر این صورت نیاز به حکم دادگاه دارد.

نفع طلبکاران در اقامه دعوی

طلبکاری که اقامه دعوا می‌کند، باید توجه داشته باشد که اگر نتیجه دعوایی که او اقامه کرده است،

صدور حکم علیه مدیون باشد، قابلیت این را دارد که سودی به او برساند.

قصد فرار از دین

طلبکار باید ثابت کند که انگیزه مدیون از انجام معامله، فرار از دین بوده است و این به دو طریق ثابت می شود:

نخست به وسیله گواهانی که اقرار او را بر این امر شنیده‌اند، دوم به وسیله قراینی که این امر را می‌رساند،

از جمله فرا رسیدن موعد پرداخت، نداشتن اموالی دیگر، وضعیت معامله و امثال آن .

تشخیص ارزش چنین قراینی با دادگاه است زیرا ظواهری هستند که به طور مستقیم به واقعیت دلالت دارد

و قانون نیز آن را معتبر می‌داند. (مواد ۱۳۲۱ و ۱۳۲۴ قانون مدنی)

همچنین به نظر می‌رسد، اگر طرف معامله بدون آگاهی از این امر مبادرت به انجام معامله کند،

آن معامله غیرنافذ است زیرا این حکم جنبه حمایتی از طلبکار متضرر را دارد.

بنابراین علم و جهل طرف معامله نباید هیچ تاثیری بر این مصلحت داشته باشد.

ضرری بودن معامله

طلبکار هنگامی می‌تواند مدعی معامله به قصد فرار از دین شود که مدیون هیچ مالی برای پرداخت بدهی خود نداشته باشد

زیرا با وجود اموال دیگر طلبکار می‌تواند دین خود را استیفا کند. بنابراین معامله به قصد فرار از دین آخرین دارایی مدیون را از ید او خارج می‌سازد،

به طوری که طلبکار نمی‌تواند به هیچ طریق ممکن دین خود را استیفا کند.

برای اثبات صوری بودن یا دفاع  نیاز به وکیل متخصص می شود.

مجازات معامله به قصد فرار از دین

مطابق ماده ۲۱ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی انتقال مال به دیگری به هر نحو

به وسیله مدیون با انگیزه فرار از ادای دین به نحوی که باقی مانده اموال برای پرداخت دیون کافی نباشد،

موجب حبس تعزیری یا جزای نقدی درجه شش یا جزای نقدی معادل نصف محکوم به یا هردو مجازات می شود

و در صورتی که منتقل الیه با علم به موضوع اقدام کرده باشد ، در حکمِ شریک جرم است .

دراین صورت عین مال و در صورت تلف یا انتقال ، مثل یا قیمت آن از اموال انتقال گیرنده

به عنوان جریمه اخذ و محکوم به از محل آن استیفاء خواهد شد.

فلذا مشاهده می گردد که به استناد ماده موصوف اعمال مجازات مذکور در صورتی امکان پذیر خواهد بود

که شرایط خاصی همچون انگیزه فرار از ادای دین وجود داشته باشد.

مجازات انتقال گیرنده در معامله به قصد فرار از دین

اگر انتقال گیرنده از قصد فروشنده مبنی بر انجام معامله به قصد فرار از دین اطلاع داشته باشد

به عنوان شریک جرم معامله به قصد فرار از دین، قابل تعقیب می باشد.

در حالتی که معامله صوری به قصد فرار از دین انجام می شود و وجهی رد و بدل نمی شود

و همچنین واقعا معامله ای صورت نمی گیرد،

سونیت انتقال گیرنده مستتر است و دفاع وی مبنی بر عدم اطلاع، قابل پذیرش نیست.

ابطال معامله به قصد فرار از دین و رد مال

پس از صدور رای کیفری و قطعیت آن، حکم به رد مال نیز داده خواهد شد.

اما در بعضی مواقع ممکن است مال موضوع دعوا به اشخاص ثالث منتقل شده باشد.

در این حالت، لازم است شاکی، نسبت به تقدیم دادخواست ابطال معامله به قصد فرار از دین اقدام نماید.

دادگاه حقوقی بر اساس رای قطعی کیفری حکم به ابطال معامله به قصد فرار از دین خواهد داد.

نکات مربوط به معامله به قصد فرار از دین

رهن، ابرا، اجاره،مهر به قصد فرار از دین غیر قابل استناد است.

وفای به عهد به قصد فرار از دین صحیح است.

علم و جهل انتقال گیرنده اگر معامله مجانی باشد موثر نیست.

اگر مال در ید انتقال گیرنده تلف شود یا به دیگری انتقال بدهد یا طلبی باشد که ابرا شده طلبکار میتواند مثل یا قیمت را از انتقال گیرنده بگیرد.

اگر بعد از استیفای طلب مقداری از مال باقی ماند، باقی مانده متعلق به انتقال گیرنده است.

لزومی ندارد که دینی که از آن فرار میکنیم حال باشد.

وقف به قصد فرار از دین غیرنافذ است.

 مطالب تکمیلی

۱.وسیله و نحوه ارتکاب جرم درحصول نتیجه موثر نیست ، خواه انتقال به صورت مع العوض باشد یا بلا عوض ،

با عقد معین باشد یا نامعین ، کتبی باشد یا شفاهی ، صوری باشد یا واقعی،انتقال مسبوق به معامله باشد یا نباشد.

انتقال اسمی آپارتمان از ناحیه ی زوج به زوجه به صورت ثبتی بدون قصد هبه .

به بیان دیگر ، برای صدور حکم محکومیت کیفری به اتهام مارالذکر ،

احراز وقوع انتقال مال به قصد فرار از ادای دین کافی است و قراراناطه لازم به صدور نیست

۲- مال موضوع جرم می تواند منقول باشد یا غیر منقول که در تاریخ انتقال در مالکیت بدهکار بوده است.

۳-انتقال مال برای فرار از دین ، جرمی است عمدی و مقید و ضرر و زیان دراینجا ،

همان عدم کفایت باقی مانده اموال محکوم علیه برای تادیه طلب داین و محکوم له است و بس.

۴-منتقل الیهی که عالما” اقدام به انتقال گرفتن مال نموده ،درحکم شریک جرم است و مجازات فاعل مستقل را دارد .

۵-سوء نیت عام مرکب از علم به مدیونیت و قصد انتقال مال به غیر و سوء نیت خاص

قصد اعسارو عدم کفایت باقی مانده اموال برای ادای دین است. دراین ماده ، مراد از انگیزه ، همان سوء نیت خاص است.

۶-مجازات این جرم قابل تخفیف و تعلیق و نیز صدورحکم آن قابل تعویق است لیکن جریمه مقرر در فراز اخیرماده

که مشتمل بر اخذ عین یا مثل یا قیمت مال است ، قابل تخفیف و تعلیق نیست.

غیر قابل گذشت بودن معامله به قصد فرار از دین

۷-جرم انتقال مال به قصد فراراز ادای دین جرمی غیرقابل گذشت است و شروع به تعقیب آن محتاج به شکایت بزه دیده نیست

و نیز با گذشت شاکی پرونده مختومه نمی شود.

۸-کیفر جزای نقدی مصداق دین نیست وبا فوت محکوم علیه ساقط می شود و معامله به قصد فرار از ادای آن جرم نیست ،

این است که درماده ۲۲ قانون آمده که محکومیت به جزای نقدی مشمول این قانون نیست بنابراین تابع مواد ۵۲۹ تا ۵۳۳ قانون آیین دادرسی کیفری است.

۹-از نقطه نظر کیفری اگر منتقل الیه جاهل به موضوع باشد ، مجرم نیست

ومسوول پرداخت دین و محکوم به هم نیست و نمی توان او را محکوم به استرداد عین یامثل یا قیمت مال نمود.

البته که از نظرحقوقی این معامله در حق طلبکار از عدم نفوذ نسبی برخودار و با عدم تنفیذ وی ،

حسب المورد ازعین مال یا مثل یا قیمت آن می تواند استیفای حق نماید.

فروش مستثنیات دین مشمول مجازات مذکور در ماده ۲۱ می شود یا خیر ؟

نظر به این که جرم انتقال مال به قصد فرار از دین ،جرمی است آنی و در جرایم عمدی لزوم تقارن تحقق عنصر معنوی در زمان ارتکاب عنصر مادی شرط است

و در زمان وقوع انتقال ، مال از مستثنیات دین بوده که درفرض عدم انتقال به استناد فراز اخیر ماده ۱ قانون اخذ محکوم به از آن میسور و مجاز نیست

و همچنین با صدور حکم محکومیت به پرداخت دین ، محکوم علیه ممنوع المعامله نمی شود

فقط از معامله ای که منجربه اعسار و عدم کفایت باقی مانده مال در جهت ادای دین به ضرر طلبکارشود ، منع گردیده است

ولذا چنین عملی جرم نیست به ویژه این که مستثنیات دین موضوع ماده ۲۴ قانون و جرم انتقال مال ، موضوع ماده ۲۱ قانون است

وبه این ترتیب ماده ۲۴ وارد برآن است و اطلاق کلمه ی مال مندرج درماده ۲۱ را تخصیص می زند و لذا این جرم ناظربه اموال موضوع مستثنیات دین نمی شود.

بدیهی است چنان چه پس از وقوع معامله برمحکمه ثابت شود که مال در واقع درتاریخ انتقال جزء مستثنیات نبوده است

و مدیون به قصد فرار از دین انتقال مال نموده ، این فعل مصداق جرم انتقال مال به قصد فرار از ادای دین ودرخور کیفر خواهد بود .

مطالب تمکیلی نقل از دکتر قدرتی

وکیل مشهد : مشاوره و وکالت تخصصی

اقرار و شرایط آن در امور کیفری – وکیل مشهد

اقرار و شرایط آن در امور کیفری

تعریف اقرار

اخبار شخص به ارتکاب جرم از جانب خود

شرایط اقرار کننده

۱.عاقل

۲.بالغ

۳.قاصد

۴.مختار

شرایط خاص اقرار به حق الله

صراحت: اقرا باید صریح و روشن باشد به گونه‌ای که هیچ احتمال خلافی داده نشود.

در امور کیفری اگر اقرار مجمل باشد مقرّ را ملزم به توضیح و تفسیر نمی‌‌‌‌‌کنند.

و طبق قاعده‌ی معروف “الحدود تدرأ بالشبهات” از تعقیب او (اگر دلیل دیگر نباشد) صرف نظر می‌‌‌‌‌شود؛

چراکه در امور کیفری باید اطمینان پیدا کرد.

اقاریر کیفری با جان ، حیثیّت و شرافت افراد ارتباط پیدا می‌‌‌‌‌کند و باید بدون تلقین و در کمال آزادی بیان شود.-

تعدد: فقیهان امامیه در اثبات برخی از حقوق الهی (امور کیفری ) تعداد اقرار را شرط دانسته‌اند

از جمله برای اثبات زنا و لواط چهار بار اقرار و برای اثبات سرقت قذف و شرب خمر دو بار اقرار لازم دانسته‌اند.

منجز بودن : متهم با قاطعیت اقرار نماید

اقرار نزد قاضی

به عقیده برخی صحت اقراری که موضوع آن حق الله از جمله امور کیفری است اقرار باید در نزد قاضی صورت گیرد.

 اقرار در خارج از دادگاه

وقتی اقرار در خارج از دادگاه به عمل آمده باشد،

قضات با استفاده از وسایلی چون شهادت صورتجلسه نوشته یا بررسی عمل‌کرد

بزه­کار مثل اعتراف کتبی بزه­کار به ارتکاب جرمی که بعد از آن بلافاصله خود کشی نموده باشد در جریان کیفیت اقرار قرار می­گیرند

در این صورت برای تعیین اعتبار و ارزش چنین اعتراف و اقراری قواعد حاکم بر شهادت و ضوابط حاکم بر قرائن و امارات مورد استفاده قرار می­گیرند.

بنابراین کیفیت و صحت اقرار خارج از دادگاه مثل هر دلیل دیگری مورد ارزش­یابی دادگاه­ها قرار می­گیرد .

 ماده ۲۳۸ قانون مجازات اسلامی 

«هر گاه یکی از دو شاهد گواهی دهد که که متهم اقرار به قتل عمدی نمود و دیگری گواهی دهد که که متهم اقرار به قتل کرد

و به قید عمد گواهی ندهد اصل قتل ثابت می­شود و متهم مکلف است نوع قتل را بیان کند….»

اقرار در دادگاه

(یا اقرار قضائی ): اقراری است که طرفین در جلسه رسمی دادگاه و در حین مذاکرات به عمل آورد. بدیهی است اگر اقرار قبل از انعقاد جلسه رسمی دادگاه و یا بعد خاتمه یافتن جلسه و لو اینکه در محل دادگاه باشد اقرار در دادگاه نیست اعتبار اقرار در دادگاه چه شفاهی باشد چه کتبی یکسان است. زیرا اقرار ک تبی در حکم اقرار شفاهی است و به هر حال مقر ملزم به اقرار خود می­باشد.

اقرار: مقرّ با قطع و یقین اقرار بر امری کند در صورتی که از روی ظنّ یا شک اقرار بر امری کند اقرار او معتبر نخواهد بود.

اقرار در دادسرا و انکار در دادگاه

به‌گونه‌ای که برابر ماده۱۶۱ قانون حتی با وجود ادله شرعی مانند اقرار و شهادت، چنانچه خلاف آن ادله به موجب علم قاضی ثابت شود، دیگر نمی‌توان بر اساس آن ادله رای صادرکرد و قاضی مکلف است به علم خود که برابر موازین حاصل گردیده است، عمل کند.
آنچه که به علم قاضی به عنوان دلیل اثبات امرکیفری اعتبار می‌بخشد عبارت است از: «یقین حاصل از مستندات بیّن» و مراد از مستندات بیّن نیز به موجب تبصره ماده۲۱۱ قانون مذکور، قرائن و اماراتی است از قبیل: نظریه کارشناس، معاینه محل، تحقیقات محلی، اظهارات مطلع و گزارش ضابطان که برای قاضی جهت صدورحکم یقین‌آور باشند. به عبارت دیگر، هر آنچه که مبین ارتکاب جرم از سوی متهم باشد و بتوان با آن به یقین رسید، می‌تواند مستند علم قاضی قرار گیرد.

 

وکیل مشهد ، مشاوره و وکالت تخصصی

جعل و استفاده از سند مجعول

جعل و استفاده از سند مجعول از جرایمی است که قانونگذار مجازات سختی در نظر گرفته و نیاز به وکیل پایه یک متخصص در امور کیفری دارد . شماره تلفن وکیل

جعل و استفاده از سند مجعول

جعل مادی

توسط هرکسی اعم از ایرانی غیر ایرانی کارمند وغیر کارمند محقق می شود که به شرح ذیل .

۱.درست کرده مهر نوشته یا سند

۲. ساختن مهر و امضاء اشخاص

۳. خراشیدن ، تراشیدن ، قلم بردن یا اضافه کردن

۴.پاکردن یا سیاه کردن

۵. پچسباندن نوشته ای به نوشته دیگر

۶. تقدم و تاخر تاریخ سند نسبت به تاریخ واقعی

جعل معنوی

جعل از سوی مأموران دولتی یا کارکنان دفتر اسناد رسمی یا سایر اشخاصی که سندی را تنظیم می‌کنند واقع می‌شود به یکی از روش های زیر:

  1. تحریف در موضوع مفاد قراردو نوشته و سن
  2. تغییر در اسامی
  3. امر باطلی را صحیح یا امر صحیحی را باطل جلوه دادن
  4. چیزی را که بدان اقرار نشده اقار شده جلوه دادن

ارکان تشکیل دهند جرم جعل

مادی: که یعنی باید آن اعمال و افعال که در تعریف جعل و ذکر مصادیق آن به عمل آمد توسط شخص، انجام شود تا رکن مادی تحقق یابد و البته همین رکن مادی شامل فعل و ترک فعل می شود.

معنوی: به قصد انجام عمل مجرمانه و آگاهی و هوشیاری در حین انجام جعل تلقی می شود

قانونی : که در زمانی که قاضی و دادرس در حال رسیدگی با شکایت اشخاص ذینفع و یا گزارش مرجع انتظامی اداری دولتی مواجه می شود باید تشخیص دهد که عمل انجام شده توسط متهم با مواد قانونی مربوط به جعل در قانون مجازات اسلامی باشد.
جعل و استفاده از سند مجعول : در جعل  عمل شخص جاعل باعث ایراد ضرر به شخص یا اشخاص یا جامعه شود.

در جرم جعل آیا انتساب کفایت میکند یا این که باید حتما شبیه سازی هم صورت پذیرد ؟؟

پاسخ : طبق ماده ۵۲۳ ق م شبیه سازی شرط تحقق جرم جعل است و همچنین طبق رای هیات عمومی دیوان عالی کشور مورخ ۱۳۱۶/۱/۱۶….در تحقق جعل شبیه سازی الزام آور است در صورت عدم تحقق شبیه سازی ممکن است عنوان مجرمانه به کلاهبرداری یا شروع به کلاهبرداری یا .. تغییر کند. جعل و استفاده از سند مجعول

دستکاری در فتوکپی یک سند

اگر شخصی فتوکپی سندی را دستکاری کند عمل وی به تنهایی جعل محسوب نمی شود،

ودو شرط اساسی برای جعلی بودن لازم است: جعل و استفاده از سند مجعول

۱.سند قابلیت به اشتباه انداختن یا فریب دادن دیگران را داشته باشد.

۲.کپی توسط مراجع مربوطه ” برابر اصل ” شده باشد.

طبق رویه قضایی دست کاری در کپی به تنهایی جعل نیست.

مگر دارای مهر برابر اصل باشد ویا از کپی سند برای کسب اموال یا امتیازاتی سو استفاده شود.

در این صورت حسب مورد،متهم مشمول ماده ۱ قانون مبارزه با اختلاس ارتشا و کلاهبرداری خواهد بود.

فریب در ازدواج با جعل فتوکپی

چنانچه سند مذکور یکی از دلایل ازدواج دو نفر باشد،ممکن است تحت شرایطی جرم فریب در ازدواج را محقق دانست.

مثلا مردی نام خود را در کپی مدرک دکترا درج کند و به دختر مورد علاقه اش نشان دهد،

دختر نیز به خیال شوهر تحصیل کرده خود به ازدواج رضایت دهد،در حالی که میزان تحصیلات حقیقی همسرش دیپلم باشد.

مجازات جعل و استفاده از سند مجعول

جعل واستفاده از سند مجعول دو جرم مستقل هستند

در جعل استفاده کننده بایستی علم به جعلی بودن داشته باشد.

به حبس از شش ماه تا دو سال یا به سه تا دوازده میلیون ریال جزای نقدی محکوم خواهد شد

 

وکیل مشهد : تیم تخصصی مشاوره و وکالت

توهین و افترا – وکیل در مشهد

توهین و افترا از جمله جرایمی است که پرونده های کیفری زیادی را به خود ا ختصاص داده است.

برای طرح شکایت و دفاع نیاز به وکیل پایه یک متخصص در امور کیفری و آشنا پروند های توهین و افترا دارید.

توهین و افترا

عبارت است از نسبت دادن صریح عمل مجرمانه برخلاف حقیقت و واقع، به شخص یا اشخاص معین ،

مشروط بر این‌که صحت عمل مجرمانه نسبت داده شده، در نزد مراجع قضایی ثابت نشود.

 جرم افترا

شرط نخست تحقق افترا، انتساب جرم به دیگری است.

برای مثال کسی به دیگری بگوید دزد ، کلاهبردار ، خائن  و  … با تحقق شرایط دیگر ، مرتکب جرم افترا شده است.

 

شرط دوم تحقق افترا، صراحت انتساب است یعنی مرتکب باید امری را صریحاً نسبت دهد که مطابق قانون آن امر جرم محسوب می‌شود.

بنابراین بکار بردن کلمات و واژه‌های عامیانه مثل جانی و بزهکار و … برای تحقق جرم افترا کافی نیست.

 

شرط سومناتوانی مفتری از اثبات صحت اسناد است.

هرگاه مفتری بتواند صحت نظر خود را در مورد ارتکاب جرم از سوی شخص مورد اتهام به اثبات رساند، به عنوان مفتری قابل مجازات نخواهد بود.

اعاده حیثیت

اگر فردی بنا بر دلایل و مستنداتی مبادرت به شکایت کیفری و احقاق حق از مرجع قضایی نماید و این شکایت متضمن توهین و افترا به کسی باشد،

این شکایت را نمی توان افترا محسوب کرد چون در راستای احقاق حق بوده است.

مگر اینکه شاکی ثابت کند که  فردی که علیه ایشان شکایت نموده بود قصد اذیت و آزار داشته است

جرم توهین

?جرم توهین علاوه بر عنصر قانونی که مورد اشاره قرار گرفت، دارای عنصر مادی و عنصر معنوی است.

عنصر مادی جرم توهین عبارت است از رفتار فیزیکی، شرایط و اوضاع و احوال و نتیجه حاصله.

?رفتار فیزیکی جرم توهین می‌تواند به شکل گفتار، کردار، نوشتار و حتی اشارات مختلف دست و چشم و نظایر این‌ها باشد.

لازم به ذکر است که در جرم توهین ، لفظ توهین آمیز بایستی مشخص شود و به صرف اینکه شاکی بگوید فحاشی کرده کفایت نمی کند.

تفاوت توهین و افترا

?  افترا نسبت دادن صریح عمل مجرمانه به غیر و متضمن اسناد و اخبار است،

اما در توهین، مرتکب قصد انشا و هتک حرمت دارد.

?نکته دیگر، ضرورت جرم بودن عمل انتسابى برای تحقق افتراست.

در واقع، برای تحقق افترا، عمل اسناد داده‌شده باید فعل یا ترک فعلى باشد که در زمان اسناد در قانون ممنوع بوده و برای آن مجازات تعیین شده باشد.

مجازات توهین 

مجازات توهین شلاق تا ۷۴ ضربه و یا جزای نقدی بین پنج تا صد هزار تومان میباشد.

مجازات افترا

مجازات افترا یک ماه تا یک سال حبس و تا ۷۴ ضربه شلاق میباشد.

آیا مجازات توهین و افترا سوء پیشینه می شود؟

خیر مجازات تعیین شده برای توهین و افترا حسب مورد شلاق و حبس و جزای نقدی میباشد که در هر صورت سوء پیشینه موثر برای فرد ایجاد نخواهد کرد.

گذشت شاکی در توهین و افترا

به دلیل اینکه جرم توهین و افترا جزء جرائم قابل گذشت میباشد لذا با گذشت شاکی دیگر مجازاتی برای فرد در نظر گرفته نخواهد شد.

و پرونده در هر مرحله باشد مختومه می شود.

 

وکیل مشهد ، مشاوره و وکالت تخصصی

سرقت حدی و تعزیری – وکیل مشهد

سرقت حدی و تعزیری

سرقت عبارت ا ز ربودن مال متعلق به غیر است.

سرقت حدی

سرقت در صورتی که دارای تمام شرایط زیر باشد موجب حد است :

۱ . شئ مسروق شرعا مالیت داشته باشد

۲ .  مال مسروق در حرز باشد

۳ . سارق هتک حرز کند

۴ . سارق مال را از حرز خارج کند‌

۵ .  هتک حرز و سرقت مخفیانه باشد

۶ .  سارق پدر یا جد پدری صاحب مال نباشد

۷ . ارزش مال مسروقه در زمان اخراج از حرز، معادل چهار و نیم نخود طلای مسکوک باشد.

۸ . مال مسروق از اموال دولتی یا عمومی ، وقف عام و یا وقف بر جهات عامه نباشد

۹ . سرقت در زمان قحطی صورت نگیرد

۱۰ . صاحب مال از سارق نزد مرجع قضایی شکایت کند

۱۱ . صاحب مال قبل از اثبات سرقت تحت ید مالک قرار نگیرد

۱۲ . مال مسروق قبل از اثبات جرم به ملکیت سارق درنیاید

۱۳ .  مال مسروق از اموال سرقت شده یا مغصوب نباشد.

سرقت تعزیری

به سرقتی گفته می شود که سارق شرایط اجرای حد را ندارد و به همین اساس حاکم یا قاضی دادگاه آن را تعزیر خواهند کرد. بنابراین هر سرقتی تعزیری است مگر اینکه حدی بودن آن ثابت شود زیرا سرقت تعزیری به جز قواعد عمومی، شرط دیگری ندارد.

سرقت تعزیری به سه دسته تقسیم می شود:
• سرقت ساده
• سرقت مشدد

 سرقت ساده

عنصر قانونی سرقت ساده، ماده ۶۶۱ قانون مجازات اسلامی می باشد. سرقتی است که دارای ارکان و شرایط عمومی است و هیچیک از شرایط سرقت حدی یا سرقت مشدد را ندارد. البته اگر میزان مجازات را مبنای ساده و مشدد بودن سرقت قرار دهیم، سرقت موضوع ماده ۶۶۵ قانون مجازات اسلامی که کمترین را دارد سرقت ساده خواهد بود.

سرقت مشدد

منظور از سرقت مشدد، هرگونه سرقتی است که مقرون به یک یا چند عامل از عوامل تشدید مجازات بوده و مجازات آن شدیدتر از مجازات سرقت ساده باشد و شرایطی را نیز داشته باشد که در قانون پیش بینی کرده است. این شرایط، حصری می باشد و نمی توان عامل دیگری غیر از عوامل پیش بینی شده در قانون را عامل تشدید مجازات قرارداد(سرقت حدی و تعزیری )

 عوامل تشدید مجازات سرقت 

در مواد ۶۵۱ تا ۶۶۰ قانون مجازات اسلامی بیان شده اند که عبارتند از سرقت در شب، تعدد سارقان، سرقت مسلحانه، بالا رفتن از دیوار، شکستن حرز، استفاده از عنوان با لباس مستخدم دولت، مامور دولتی قلمداد کردن، بکاربردن کلید ساختگی، سرقت از محل مسکونی، سرقت همراه با آزار یا تهدید، سرقت از محل های عمومی، مستخدم، شاگرد و کارگر بودن سارق، سرقت به اقتضای شغل، کیف زنی یا جیب بری و امثال آن، سرقت در مناطق بحرانی، سرقت آب، برق و گاز و تلفن. سرقت حدی و تعزیری

مجازات سرقت

مجازات جرم سرقت حدی در دفعه اول قطع چهار انگشت دست راست.
مجازات سرقت تعزیری:
۱⃣مجازات سرقتهای مسلحانه سه ماه تا ده سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق میباشد.

۲⃣ سرقت مسلحانه گروهی در شب حبس از پنج تا پانزده سال و شلاق تا ۷۴ ضربه دارد.
۳⃣سرقت مسلحانه از بانک ها، صرافیها یا جواهر فروشیها حبس ابد دارد.

۴⃣مجازات راهزنی یا سرقت در راه ها و خیابان ها سه تا پانزده سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق دارد.
۵⃣ سرقت از موزه ها یا امکان مذهبی و تاریخی یک تا پنج سال حبس دارد.

۶⃣سرقت وسایل و تاسیسات بهربرداری آب، برق، گاز و غیره یک تا پنج سال حبس دارد.
۷⃣ کیف زنی یا جیب بری یک تا بنج سال حبس و تا ۷۴ ضربه شلاق دارد.

۸⃣سرقت از محل تصادف خودروها یا مناطق حادثه زده یک تا پنج سال حبس و تا ۷۴ ضربه شلاقدارد.
۹⃣ سرقت یا استفاده غیر مجاز از آب، برق، گاز،تلفن علاوه بر جبران خسارت وارده حبس تا سه سال محکوم میگردد.

 

وکیل مشهد ، مشاوره و وکالت تخصصی

 

خیانت در امانت – وکیل مشهد

خیانت در امانت

خیانت در امانت عبارت است از استعمال ، تصاحب تلف یا مفقود نمودن توآم با سوء نیت مالی که از طرف مالک یا متصرف قانونی به کسی سپرده شده و بنابر استرداد یا به مصرف معین رسانیدن آن بوده.

عناصر متشکله جرم خیانت در امانت

رکن قانونی

ماده ۶۷۴ قانون تعزیرات،مصوب سال ۱۳۷۵

رکن مادی

۱.رفتار مادی فیزیکی : استعمال،تصاحب،تلف یا مفقود کردن مال سپرده شده

استعمال:استفاده کردن از مال مورد امانت جرم است،برای مثال شخصی خودروی خود را به دوستش امانت می دهد تا در پارکینگ منزل خودش از آن نگهداری کند، ولی دوست وی از آن خودرو برای مسافرکشی استفاده می کند.
تصاحب:یعنی شخص امینی به جای انجام وظیفه اش، مال دیگری را از آن خود بداند و با آن طوری رفتار کند که دیگران گمان کنند او مالک مال است.
اتلاف:تلف یا نابود کردن مال مورد امانت، یکی دیگر از گونه های خیانت در امانت است. مفقود کردن: امین بدون این که مال مورد امانت را تلف کند، موجب شود که دستیابی آن برای مالک غیرممکن است.

رکن روانی

۱⃣سوء نیت عام:قصد ارتکاب عمل مادی فیزیکی،یعنی عمد در استعمال،تصاحب،تلف یا مفقود نمودن مال سپرده شده

۲⃣سوء نیت خاص:قصد رسیدن به نتیجه،یعنی قصد ایراد ضرر به مالک یا متصرف

شرایط و اوضاع و احوال جرم

۱.موضوع جرم باید عین مال یا وسیله تحصیل مال باشد.

۲.سپرده شدن مال به یکی از طرق قانونی به شرط استرداد یا به مصرف معین رسانیدن

۳.تعلق مال سپرده شده به غیر

۴.ورود ضرر به مالک یا متصرف مال

درباره جرم خیات در امانت :

این جرم دارای حق الناسی و جنبه عمومی است.

موضوع جرم اعم از منقول وغیر منقول است

یک جرم انی و فوری است.

امانت اعم از شرعی و عرفی و قراردادی است.

سپردن مال به دیگری شرط جرم است.

?یک جرم مقید به نتیجه است.
دراین ماده صراحتا به ضرر مالکین یا متصرفین قانونی اموال اشاره شده است. از طرفی این جرم از نظر عنصر روانی دارای سوء نیت خاص نیز است

مجازات خیانت درامانت

مجازات مرتکب جرم خیانت در امانت بر اساس ماده ۶۷۴ قانون تعزیرات مصوب ۱۳۷۵ حبس از شش ماه تا سه سال می باشد.

وجه تشابه کلاهبرداری با خیانت درامانت

در هر دو عنوان مجرمانه میتواند منقول و یا غیر منقول باشد.

خیانت در امانت چک ضمانتی

?وقتی قراردادی بین دو نفر بسته می شود که موضوع آن انجام کاری است همیشه این ترس وجود دارد که متعهد وظیفه اش را انجام ندهد یا در انجام وظیفه خود تاخیر کند در این صورت برای تضمین انجام کار چک ضمانت از متعهد گرفته می شود.
?اگر صادرکننده (متعهد) به تعهد خود عمل کند در پایان انجام کار می تواند چک خود را پس بگیرد. همچنین دارنده چک هم در غیر از مورد “عدم انجام کار” نمی تواند مبلغ چک را وصول کند ولی اگر متعهد به تعهد خود عمل نکرد، دارنده می تواند مبلغ چک را وصول کند، در غیر اینصورت خیانت در امانت محسوب میشود.

اثبات خیانت در امانت

برای اثبات خیانت در امانت بایستی ارکان مادی این جرم از حمله عنصر سپردن ، تعلق مال به شاکی ، و اینکه قرار بود به مصرف معینی برساند یا مسترد کند را ثابت نمود و در دفاع از خیانت در امانت می توان از وکیل متخصص در این زمینه کمک گرفت.

 

وکیل مشهد ، مشاوره و وکالت تخصصی